تعریف برنامه ریزی درسی
تعریف مفاهیم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی در ادبیات رشته برنامه ریزی درسی همواره مورد مناقشه بوده است این مناقشه در نام گذاری این رشته دانشگاهی بیش تر به چشم می خورد قبل از دهه 1970 اصطلاح برنامه ریزی درسی بیش تر متداول بوده است اما در دهه 1970 نومفهوم گرایان مانند پاینار با این ادعا که قلمروهای این رشته گسترش پیدا کرده اصطلاح برنامه درسی و مطالعات برنامه درسی را مناسب تر از برنامه ریزی درسی دانسته و از استعاره مرگ و سنگ قبر(فتحی واجارگاه،1386)برای برنامه ریزی درسی استفاده نمودند در حالی که برخی از قبیل موسی پور(1391) بیان می دارند چون اسم ها خواص ماهوی نداشته و قرار دادی هستند علیرغم توسعه قلمروهای رشته تغییر نام رشته منطقی به نظر نمی رسد زیرا ممکن است با گذشت زمان رشته دوباره تغییراتی بکند که چه بسا اصطلاح مطالعات برنامه درسی نیز آن تغییرات را شامل نشود و مجبور به تغییر نام رشته شد از طرف دیگر این تغییرات و توسعه قلمروها در سایر رشته های علمی نیز تغییر کرده ولی نام آن رشته ها تغییری نکرده است و به قوت خود باقی هستند.
علاوه بر اصطلاح نام رشته، تعریف مفاهیم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی نیز مورد بحث بوده و تعریف قابل قبول همگان وجود ندارد و برداشتها و قرائت های مختلفی از این مفاهیم توسط نویسندگان و صاحبنظران صورت گرفته است با اینکه اکثر تعاریف مانند تعریف تابا، سیلور الکساندر، آیزنر برنامه درسی را به عنوان فرایند مدنظر داشته اند حتی به عنوان فرایند نیز اختلاف نظر وجود دارد.
برنامه درسی نقشه ای است که فرصت های مناسب یادگیری برای جمعیت معلوم در نظر گرفته می شود(به نقل از ملکی،1383)
برنامه درسی یک مدرسه یا یک درس یا کلاس درس را می توان مجموعه ای از وقایع از قبل پیش بینی شده دانست که به قصد دستیابی به نتایج آموزشی و تربیتی برای یک یا بیش از یک دانش آموز در نظر گرفته شده است.(به نقل از مهرمحمدی،1387،ص13)
اما چون اصطلاح برنامه ریزی درسی فقط فرایند[1] نیست بلکه دانش، رشته مطالعاتی، شغل و نظام را نیز شامل می شود پس تعریفی که این ابعاد را در بر بگیرد منطقی به نظر می رسد بنابراین:
برنامه ریزی درسی مفهوم و اصطلاح جامعی است که بطور کلی 5 برداشت از آن مستتر است
1- به عنوان دانش:آن حوزه علمی که در موضوعاتی همچون مبانی،مهندسی برنامه ریزی درسی،اجرا،تغییر،ارزشیابی،تاریخ و تحقیق در برنامه درسی بحث می کند
2- به عنوان رشته: رشته تحصیلی است که فارغ التحصیلان آن شناخت مهارتها و نگرشهای مربوط به دانش برنامه ریزی درسی را کسب می کند
3- به عنوان فرایند: به فعالیتهای مربوط به طراحی،تدوین، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی برای مخاطبین خاصی اطلاق می شود.
4- به عنوان شغل: حرفه ای است که متصدیان آن به امر طراحی تدوین و تولید برنامه درسی اقدام می کنند.
5- به عنوان نظام: به ساختار اقدامات برنامه ریزی درسی در طراحی تدوین، اجرا و ارزشیابی اشاره دارد که چه عناصر و عواملی چگونه به برنامه ریزی درسی اقدام می کنند.
بررسی تعریف موسی پور(1391) از برنامه ریزی درسی به عنوان فرایند
برنامه ریزی درسی به عنوان فرایند عبارت است از: به مجموعه فعالیتهایی اطلاق می شود که معطوف به تولید تدابیری برای تنظیم تعاملات شرکای فرایند یاددهی یادگیری در موقعیت تربیتی است.
مضامین مستتر در این تعریف به شرح زیر است:
1- تولید تدابیر: به نظر می رسد این دیدگاه، نگاهی کثرت گرایانه به برنامه درسی است چون موقعیت های تربیتی مختلف تدابیر خاصی می طلبند پس تولید تدابیر خاصیت انعطاف پذیری و چندگانگی به خود می گیرد و از طرفی تولید تدابیر هدفدار بودن این فرایند را نشان می دهد هرچند بنابر منطق انعطاف پذیری مانند تعریف آیزنر اشاره ای به اهداف خاص و مشخص شده ندارد بلکه فقط در صدد تنظیم تعاملات است که به نوعی در تعریف تابا که بیان می کند برنامه درسی عبارت است از طراحی نقشه ای برای یادگیری دیده می شود.
2- تنظیم تعاملات: از آنجا که سطوح برنامه درسی از دیدگاه کلاین،پوزنر و.. متفاوت است و برنامه های درسی تولید شده در سطوح بالا مانند سطوح اجتماعی، رسمی و نهادی موقعی بار ارزشند که جزئی از تجربه یادگیرندگان را شامل شوند و از آنجا که تجربه حاصل تعامل فرد با محیط است این نوع نگاه درصدد بارز جلوه دادن اهمیت برنامه درسی تجربه شده یا یادگرفته شده می باشد و در این نگاه نیز انعطاف پذیری و کثرت گرایانه بودن به خاطر و جود تفاوت در برنامه درسی آموخته شده شاگردان قابل ذکر می باشد که این تنظیم تجربه در تعریف اسمیت استانلی و تانر و تانر مطرح است.
3- شرکای یاددهی یادگیری: یکی از عوامل پیچیدگی تربیت تکثر عوامل تربیتی است و یادگیرنده از عاملهای مختلفی تاثیر می پذیرد لذا اصطلاح شرکا به نظر می رسد جهت مطرح ساختن این عوامل به کار رفته است و فقط کلاس مطرح نیست از طرف دیگر شرکاء نشان از برابری قائل شدن به نقش معلم و دانش آموز می باشد که بر همدیگر تاثیر نموده و از هم تاثیر می پذیرند.
4- موقعیت تربیتی: همانطور که ذکر شد این تعریف سعی دارد خود را به سطوح پایین برنامه درسی و محیط اجرا نزدیک نماید لذا موقعیت تربیتی که یادگیرنده در اثر قرار گرفتن در آن تاثیرات لازم را می پذیرد مطرح شده است که این نوع نگاه در تعریف سیلور و الکساندر مشهود است هر چند که در تعریف آنها به مدرسه اشاره شده اما در تعریف فوق می توان سایر مکانهای تربیتی را نیز متصور نمود.
نقد
چون هر تعریفی بنا بر پیش فرضهای خاصی قابل طرح است به نظر می رسد این تعریف با توضیحاتی که گذشت در سیستم های نامتمرکز و نیمه متمرکز کارایی بیشتری نسبت به سیستم های متمرکز دارا باشد و شاید نتواند راهنمای کاملی برای برنامه ریزی درسی در سیستم های متمرکز باشد مثلا چون ناظر به اهداف گوناگونی می باشد.
مبانی برنامه ریزی درسی
از تعریف عمده در خصوص مبانی می توان به دوم مورد زیر اشاره نمود
منظور از مبانی برنامه ریزی درسی آندسته از نیروهای بنیادی و اساسی است که بر برنامه های درسی، اهداف و محتوای آن اثر می گذارند.(فتحی واجارگاه،1383)
مجموعه گزاره های توصیفی و تبیینی که شناخت امور معینی را برای ما فراهم ساخته تا برنامه ریزی درسی با تکیه برآنها صورت پذیرد مبانی برنامه ریزی درسی گفته می شود(ملکی،1386).
برنامه ریزان درسی برای تعیین ماهیت برنامه درسی به منابعی نیاز دارند که بتوانند مبتنی بر آنها به چیستی عناصر برنامه های درسی مورد نظر خویش تعین ببخشند به این منابع و اساس ها در علم برنامه درسی مبانی برنامه ریزی درسی گفته می شود.(گرمابی،1391)
در تعاریف بالا می توان ویژگی های زیر را برای مبانی برشمرد
1- مبانی عواملی هستند که قبلا اصول و معیارهای خاصی را تعیین کرده اند و برنامه ریز درسی ملزم به کاربستن آنها می باشد
2- در این تعاریف مبانی عواملی هستند که تا حدود زیادی ممکن است خارج از اندیشه ها و نگرشهای برنامه ریز باشد و برنامه ریز درسی در طراحی و تولید برنامه درسی بایستی به آنها نسبت به تفکرات خود ارزش بیشتری قائل شود
3- مبانی تا حدودی خارج از موقعیت تربیتی هستند و موقعیت های تربیتی باید خود را براساس آنها تدارک بینند.
تعریف و نگاه جدید:
ملاک های مربوط به قضاوت و گزینش متاثر از دانش هایی است که برای برنامه ریزدرسی درونی شده است.
ویژگی بارز این تعریف عدم تفکیک بین مبانی و اندیشه های برنامه ریز می باشد و آنگونه که در تعاریف قبلی مطرح است ملاکها و اصول مبانی بدون ملحوظ اولویت های برنامه ریز انجام نمی گیرد و از طرفی چون برنامه ریزی درسی بدنبال طراحی موقعیت های تربیتی است پس بیشتر به عوامل موجود در موقعیت تربیتی متوجه است تا عواملی که خارج از آن تحت عنوان تجویزات مطرح است.
اما در نقد تعریف دوم باید گفت این برداشت با دیدگاه نومفهوم گرایان تناسب داشته و در سیستم های نامتمرکز بیش تر قابل طرح است و شاید در سیستم های متمرکز تنوان به آن عمل کرد و نیاز به جامعه کثرت گرا دارد دومین نقد این است که چون برداشت انسانهای مختلف از پدیده ها متفاوت است پس ممکن است برنامه ریز درسی در شناخت موقعیت های تربیتی ناسنجیده یا در سمت سو بخشیدن به اهداف سوءگیرانه عمل نماید و به نظر می رسد این نگاه بیش از حد خوشبینانه است.
برنامه ریزی درسی مقاطع چگونه از هم تفکیک می شوند؟
اگر برنامه ریزی درسی را به عنوان فرایند شامل طراحی و مهندسی برنامه درسی بدانیم طراحی و مهندسی برنامه درسی به نظر می رسد در هر مقطعی ضروری است اما چون مخاطبان برنامه درسی مقاطع مختلف باهم متفاوتند پس مبانی اصول و روشهای برنامه ریزی درسی در مقاطع نیز متفاوت خواهد بود.
منابع
· فتحی واجارگاه،کورش.(1383). اصول برنامه ریزی درسی.تهران: انتشارات آییژ.
· فتحی واجارگاه،کور.ش.(1386). هویت های جدید برنامه درسی.تهران: اتشارات آییژ.
· گرمابی،حسن علی.(1391). بررسی رابطه مبانی و نیاز سنجی برنامه درسی. مقاله کلاس دکتری بهار 91 دانشگاه علامه طباطبایی.
· ملکی، حسن.(1383). برنامه ریزی درسی راهنمای عمل. انتشارات پیام اندیشه.
· ملکی،حسن.(1386). دیدگاه برنامه درسی فطری معنوی مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی.قابل دسترس درسایت:www.ensani.ir
· موسی پور،نعمت اله.(1391).مباحث کلاسی دوره دکتری درس برنامه ریزی درسی دوره ابتدایی. دانشگاه علامه طباطبایی.
· مهرمحمدی،محمود.(1387).بازشناسی حدود و ثغور موضوعی برنامه درسی به عنوان یک حوزه معرفتی. از مقالات مندرج در کتاب برنامه درسی نظرگاه ها،رویکردها و چشم اندازها (ویراست دوم). انتشارات آستان قدس رضوی.
[1])Process